تاریخ گیلان با تکیه بر پاره‌ای اشاره‌ها و کاوش‌های باستان‌شناختی، به دوره پیش از آخرین یخبندان (بین 50 تا 150 هزار سال پیش) می‌رسد. به اعتقاد پژوهشگران استان گیلان قبل از ورود آریایی‌ها، محل سکونت اقوام مختلفی بوده است که امروزه بر اثر عوامل طبیعی، تاریخی و سیاسی و مهاجرت‌ها، اثر چندانی از برخی از این اقوام کهن مشاهده نمی‌شود. اقوامی که در گذشته در استان گیلان زندگی می‌کردند عبارتند از گیل، دیلم، کادوس‌ها، مادها، کاس‌ها (کاسپین‌ها) و دوربیک‌ها. بنابر اظهارات دیاکونوف؛ دانشمند روسی، نزدیک به 3000 سال پیش، سرزمین پرجنگل کاسپیان (سرزمین کادوسیان) و گیلان (سرزمین گیل‌ها)، در شمال خاک ماد قرار داشته است. گیل‌ها به تدریج با کادوسی‌ها به صورت تیره واحدی درآمدند و بعد از مهاجرت آریایی‌ها و دیگر اقوام به این سرزمین، از آمیزش مهاجران و ساکنان بومی منطقه، قوم‌‌های جدیدی پدید آمدند. در این میان دو قوم گیل و دیلم، در این منطقه بیشترین تأثیر را داشتند و از همان آغاز، فرمانروایان این قوم از آزادی کامل برخوردار بودند و هیچ گاه در برابر بیگانگان و حاکمان دیگر تسلیم نشدند و حتی ایشان در دوره حکومت مادها کاملاً مستقل بودند. آن‌ها در قرن ششم پیش از میلاد با کوروش هخامنشی متحد شدند و دولت ماد را سرنگون نمودند.

در حال حاضر نژادها و تیره‌هایی که در استان گیلان زندگی می‌کنند شامل تالشی‌ها، کردها، ترک‌ها، ارامنه و مازندرانی‌ها می‌باشند.

عوامل متعددی همچون آب و هوای مساعد، خاک رطوبتی و حاصلخیز، وجود شبکه‌های آب روان دائمی و امکانات کشاورزی فراوان و متنوع و گسترش راه‌های ارتباطی، سبب ایجاد تراکم شدید در این استان گردیده است به طوری که استان گیلان از نظر تراکم نسبی جمعیت پس از استان تهران در مقام دوم قرار دارد و تراکم جمعیت در این استان معادل 167/1 نفر در هر کیلومتر مربع است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 جمعیت این استان 2480874 نفر بوده است. بر اساس این سرشماری جمعیت شهرستان‌های این استان به شرح زیر می‌باشد:

نام شهرستان

جمعیت شهری

جمعیت روستایی

جمعیت غیرساکن

آستارا

59087

27670

ـــ

آستانه اشرفیه

54479

51047

ـــ

املش

17139

27122

ـــ

بندر انزلی

116664

21337

3

تالش

75362

114571

ـــ

رشت

698014

220431

ـــ

رضوانشهر

22893

44016

ـــ

رودبار

62942

38001

ـــ

رودسر

69750

74616

ـــ

سیاهکل

19832

27264

ـــ

شفت

8879

49664

ـــ

صومعه سرا

52037

75720

ـــ

فومن

31176

62561

ـــ

لاهیجان

97697

71132

ـــ

لنگرود

92037

45235

ـــ

ماسال

19182

33314

ـــ

 
 

زبان در استان گیلان

 
 
 
 

به تناسب تنوع قومی در استان گیلان، زبان و گویش‌های رایج در این منطقه نیز متفاوت می‌باشد اما گویش غالب در این خطّه گیلکی، تالشی و دیلمی است. گیلکی از زبان‌های ایرانی و یکی از شعب زبان پهلوی است که در واقع به عنوان زبان مادری مردم گیلان محسوب می‌شود. گیلکی خود به چند شاخه تقسیم می‌شود که در ناحیه شرقی و غربی استان از یکدیگر متمایز می‌باشند. به گویش ناحیه شرقی استان «بیه‌پیش» و به گویش ناحیه غربی «بیه‌پس» می‌گویند. گویش بیه‌پس در رشت، بندر انزلی، لشت نشاء، صومعه سرا و کوچصفهان و گویش بیه‌پیش در لاهیجان، لنگرود و رودسر رایج است.

در قسمت غرب و شمال غرب استان به ویژه در مرز ایران و جمهوری آذربایجان همچون ماسال، اسالم، شاندرمن، تالش و دولاب، افراد به زبان تالشی تکلم می‌کنند. این زبان از جمله زبان‌های شمال غربی ایران است که در زمان‌های قبل (تا حدود قرن 10 هجری قمری)، در سرزمین آذربایجان رایج بوده و از آن پس، جای خود را به یکی از گویش‌های زبان ترکی داده است. در میان اقوام ترک آذری مقیم این استان زبان ترکی آذری متداول است. در شهرهایی چون تالش، آستارا، رشت، رضوانشهر و بندر انزلی اقوام ترک آذری سکونت دارند و به این زبان تکلم می‌نمایند.

از زبان‌های مهم دیگر استان گیلان، زبان دیلمی است که با گیلکی تفاوت‌های اساسی دارد. همچنین گالشی گویش رایج مردم کوهپایه، تاش لهجه مردم رودبار و کرمانجی لهجه عمارلویی‌ها می‌باشد. در منطقه رودبار اقوام تاتی و کرد نیز سکونت دارد که به زبان‌های تاتی و کردی تکلم می‌نمایند. در شهرهای رشت و بندر انزلی اقلیتی از ارامنه سکونت دارند که به زبان ارمنی سخن می‌گویند.

در کنار این زبان‌ها، ساکنان این استان با فارسی نیز به عنوان زبان رسمی کشور، آشنایی دارند.

 

دین و مذهب در استان گیلان

 
 
 
 

آنچه از نوشته‌های محققان باستان مانند هردوت و گزنفون برمی‌آید، ساکنان ایران و سرزمین‌های مجاور آن مانند اطراف دریای خزر (گیلان)، در قرن ششم قبل از میلاد به خدایان هند و آریایی (نیروهای طبیعت) اعتقاد داشتند و خدایانی که مظهر طبیعت بودند مانند آسمان، ماه و خورشید را می‌پرستیدند. هنگامی که آیین آریایی در ایران و نواحی آن مانند گیلان گسترش یافت، اعتقاد آنان به پرستش عناصر طبیعی مدت‌ها دوام یافت. آریاییان به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و خدایان خیر را دِوَها و خدایان شر را اسور یا اهورا می‌نامیدند. پس از جدایی اقوام هندی و ایرانی، ایرانیان نقاط مرکزی و جنوبی، اهوراها را به عنوان خدایان خیر پرستیدند و خود را مزدیسنی به معنای مزدپرست نامیدند. با ظهور زرتشت پیامبر، اندکی از مردم گیلان به دین زرتشت گرویدند اما گسترش این آیین جدید در میان آنان به کندی صورت می‌گرفت. مورخان ایران باستان ظهور این دین را در گیلان در اواخر سلطنت اشکانیان یا دوره اردشیر ساسانی دانسته‌اند زیرا اعتقادات دینی که مذهب زرتشت ارائه می‌کرد با باورهای دینی مردم گیلان و نواحی شمالی فلات ایران همگون نبود زیرا زرتشت بت‌پرستی رایج (پرستش نیروهای طبیعت) را مردود می‌شمرد و اهورا مزدا را خدای مجرد (و نه جسمانی) می‌دانست. این اعتقادات تا زمان ساسانیان برای مردم نواحی شمال بیگانه بود و اندک اندک بسیاری از مردم گیلان مانند سایر نقاط ایران به دین زرتشتی گرویدند و اعتقاد به نیروهای طبیعت و خدایان متعدد منسوخ شد و اکثر مردم گیلان زرتشتی شدند. در دوره پادشاهی قباد دینی نو در میان ایرانیان به نام آیین مزدکی ظهور کرد و گروهی از زرتشتیان گیلان به او پیوستند. مؤسس اصلی آیین مزدکی فردی به نام «زردشت بونده» بود و مزدک یکی از پیروان وی به شمار می‌رفت. این آیین با مزدکی شدن قباد پادشاه ساسانی گسترش پیدا کرد. در اواخر حکومت قباد و آغاز پادشاهی انوشیروان ساسانی، مزدکیان قلع و قمع شدند ولی مزدکیان در گیلان به خاطر عدم تسلط پادشاهان ایرانی، از این آسیب محفوظ ماندند و حتی تا بعد از ورود اسلام به ایران، آیین مزدکی در گیلان حضور داشت. در سال 31 هجری قمری (651 میلادی) با شکست یزدگرد سوم ساسانی از مسلمانان، همه شهرهای ایران به جز بلخ، زابلستان، کابل و کرانه‌های دریای خزر یعنی گیلان (مرز دیلم) و طبرستان تسلیم مسلمانان شدند. گیلانیان، دیلمیان و طبریان در پناه رشته کوه‌های البرز به مقاومت قهرمانانه‌ای دست می‌زدند و از ورود تازیان به سرزمین‌های خود جلوگیری می‌کردند. قسمت‌های وسیعی از کرانه‌های خزر، مخصوصاً گیلان، در سایه وضع طبیعی و جغرافیایی خود و به نیروی پایداری و استقامت و دلاوری مردان سلحشور و آزاده خویش، در برابر سیل خروشان لشکر اسلام مقاومت کردند و تن به تسلیم ندادند در واقع رشته کوه‌های بلند و صعب‌العبور البرز از یک سو و آب‌های متلاطم دریای خزر از سوی دیگر، این خطّه را به صورت دژ جنگی مستحکمی درآورده بود که ساکنان آن را در مقاومت‌های دلیرانه علیه اعراب یاری می‌کرد. در حدود سال 144 هجری قمری طبرستان فتح شد و اسلام در این ناحیه رواج پیدا کرد و زمینه‌های نفوذ اسلام در گیلان آماده شد. با آمدن علویان فراری از ستم خلفا به خطّه گیلان، آشنایی گیلانیان با اسلام بیشتر شد تا این که در نهایت در سال 250 هجری قمری که مصادف بود با قیام حسن بن زید و تأسیس حکومت علویان در گیلان و مازندران، اسلام نیز در گیلان رواج پیدا کرد.

با ظهور دولت صفویه در ایران، تشیع در شکل شیعه دوازده امامی در این منطقه گسترش پیدا کرد اما بسیاری از مورخان ایرانی و غیرایرانی اعتقاد دارند که تشیع در شکل‌های مختلف آن، از قرن دوم و با حضور علویان در منطقه حاشیه خزر، مذهب رسمی ایرانیان ساکن در این منطقه بوده است.

در حال حاضر مذهب اکثریت مردم این استان شیعه دوازده امامی می‌باشد اما در برخی از مناطق این استان همچون نواحی طالش مرکزی و شمالی، اقلیت نسبتاً مهمی از شافعیان وجود دارند. در نواحی مرزهای جنوبی منطقه طالش در اطراف شاندرمن تمامی شیعه هستند و از آنجا به طرف شمال شافعی می‌باشند. این مذهب در نواحی مرکزی، طالش دولاب و اسالم پیروان فراوانی دارد.

در میان اقلیت‌های دینی به ترتیب زرتشتیان و مسیحیان بیشترین میزان جمعیت را به خود اختصاص داده‌اند.