نقش احزاب در توسعه مدنی
شاید برای همه ما اتفاق افتاده است ؛ سوالی که در تمامی فرم های استخدامی ، گزینشی و … تن و دل پاسخ دهنده را می لرزاند ! عضو یا وابسطه به گروه و حزبی هستید؟ و متاسفانه به نحوی جا افتاده که جواب ” نه” پاسخ راحت و خیال راحت کن به با این سوال باشد. انگار جواب مثبت ما به این سوال ، طوری برداشت خواهد شد که این من یک ناراضی مدنی و مخالف وحدت ملی و برانداز حکومت می باشم. البته نمیگویم دقیقاً این حس، حس همه باشد ولی قطعاً برداشت اکثریت جوانان از این سوال چنین است. در صورتی که تمامی احزاب فعال کشور طبق قوانین جاری کشور ثبت و مجوز فعالیت گرفته اند ولی هنوز حرکات حزبی ئ عضویت در آنها برای عموم مردم غریب و شبهه دار است و جالبتر آنکه حتی در بسیاری از موارد دیده شده مقامات هم در سخنرانی ها و مصاحبه هایشان ، خود را وابسطه به هیچ حزبی نمی دانند و اگر از ایشان سوال شود(که شده است) که در فلان حزب که منتسب به شماست چه نقشی دارید؟ می فرمایند من هیچ نقشی نداشته و تنها موسسان آن حزب همگی از دوستان من هستند و به بنده لطف دارند که ماهانه با من نشست دارند ولی من هیچ تعلقی به آن حزب ندارم(حداکثر پدر معنوی می شود) . شاید در تفکر این عزیزان باشد اگر به حزبی منتسب شوند با عملکرد ضعیف یا اشتباه آن حزب ، مخالفان علنی و بیشتری خواهند داشت و در پایگاه اجتماعی آنها در مقاطع حساس اثر گذار خواهد بود، که این نگاه سنتی خود برای خود تفکریست قابل دفاع! .ولی این نگاه در کنار خود، این چالش منفی را خواهد داشت که اینکه در اکثر مقاطع افرادی کوچک میز دوست و فرصت طلب ظهور پیدا می کنند و ما می بینیم علیرغم برگزاری انتخابات مختلف در ایران به عنوان مردم سالارترین کشور خاور میانه و آسیای جنوب غرقی ، افرادی را همواره بطور ثابت در راس امور وزارت، ادارات کل و … داریم، که همیشه هم با این شعار، قبول زحمت کرده اند ؛ مثل همیشه برایشان تکلیف شده است! متاسفانه علیرغم ضعف در عملکرد و ایجاد نارضایتی در میان کارکنان و ارباب رجوع در سنوات ماضی و در دولت های مختلف با گرایشهای متفاوت و بعضاً متضاد ، فقط بدلیل لابی گریهای قوی پشت پرده و ارتباط خارج از ضابطه همواره بر مسند مسئولیت باقی مانده اند و چون خود را فرا حزبی می دانند هرگز هم مورد تحلیل و نظارت قرار نگرفته اند. جالب آنکه بدلیل عدم تعهد وجدانی به سیستم و شعارها و برنامه های دولت وقت که ملت به همان دلایل به آن اعتماد کرده است و رای داده، باعث یاًس و نا امیدی مردم از انتخابشان می گردند و استمرار یک جریان خاص یا تغییر را به چالش می کشانند، مردم می گویند من به این تفکر و شعار رای دادم که فلان تغییر ایجاد شود ولی باز میبینم که فلانی با تفکر آنطرفه در این دولت هم هست و حتی ارتقاء هم پیدا نموده است(البته این موضوع شامل افراد توانمند و کارشناس نمی شود که دولتهای مختلف با هر گرایشی به خدمات ایشان نیازمندند). نبود تفکر حزبی باعث می شود افراد بادبه پرچم همواره روزهای پس از به قدرت رسیدن جریان سیاسی جدید ،خود را به مقامات پرنفوذ نزدیک کرده و برای خود جایگاه مجددی ایجاد کنند، فقط کافیست با نفراتی از تیم پیروز پل زده و نقاط مشترکی ایجاد کنند. نقاط مشترکی که مملو از رابطه بده بستانیست!
در تمامی کشورهای دموکراتیک دنیا احزاب در کنار حکومتها و همچنین قوه قضاییه مستقل، از ارکان اصلی توسعه مدنی هستند. و مردم با اعتماد به برنامه ها و همچنین بامید اجرایی شدن شعارها به حزب خاصی اعتماد و رای می دهند ، و در پایان دوره چند ساله حاکمیت آن حزب با توجه به عملکردها و تحقق اهداف ، به ادامه حاکمیت رای منفی یا مثبت خواهند داد. به عنوان مثال مشاهده گردید حزبی که سال۱۹۸۳در اسپانیا کنار گذاشته شد با عدم موفقیت حزب حاکم پس از ۲۹ سال با همان اصول و شعارهای سه دهه قبل خود در سال ۲۰۱۲ یه قدرت بازگشت. در این روش، ساختار حاکمیت به جامعه هیچ گاه جایگاه اصلی خود را از دست نمیدهد و لطمه نخواهد خورد. بلکه با قدرت مردم که ابتدا با انتخاب و دوم با نظارت بر احزاب همراه خواهد بود، کشور را از رکود و اختلاس و انحراف و تندروی ها مصون نگاه می دارند. در نتیجه با نهادینه شدن دموکراسی از رانتهای قدرت و ایجاد قدرتهای در سایه جلوگیری می گردد. وظیفه ساختار دولت و فعالین حوزه سیاسی این است که همواره این موضوع را بسط دهند که تحزب در کشور با هدف تقسیم شدن حاکمیت نیست، حزب یعنی کمک به حاکمیت و جامعه مدنی ، و تمامی گروه های سیاسی که بر اساس ماده ۱۰ تشکیل احزاب تاسیس شده اند ، با التزام کامل بر قوانین حاکمیتی این کشور در حال فعال می باشند و عضویت مردم در این تشکلها هیچ گونه محدودیتی را از برخورداری از امتیازات بعنوان یک شهروند ایرانی ، از آنها صلب نخواهد کرد .بنابر این نیاز است بدور از فضا سازی ها با حمایت بهتر از این حرکت نو پا به رشد این نهال جوان که منجر به توسعه مدنی (توسعه فرهنکی، اجتماعی، سیاسی، اقتصای و عمرانی تواماً) کشور می گردد، کمک نماییم. هیچگاه سعی نکنیم عدم استقبال و اقبال مردم به عملکردها و شعارها و برنامه های خود را ، به بد تشخیصی یا اشتباه مردم نسبت دهیم و ملت متعهد و شریفمان را که امام راحل به آنها لقب ولی نعمت داده است را با کوفیان و …. مقایسه کنیم و چون راه خود را حق و درست و اصولی می دانیم دیگران را وابسطه و نفوذی و انگلیسی قلمداد کنیم . بیاییم رفتار و برنامه ها و شعارهای خود را اصلاح کنیم و بدانیم که راه نجات کشور از بازی های سیاسی و دو دستگی های خودی و غیر خودی ، چیزی نیست جز رقابت سالم مبتنی بر اخلاق و صداقت و بر مبنای کار تشکیلاتی و مدون و برنامه ریزی شده. وقتی قرار است با مرام نامه و اساسنامه و با افراد دارای شناسنامه سیاسی و اجتماعی وارد کار زاری چون انتخابات شویم ، اصل و پایه این حرکت را روی اخلاق و برادری صداقت گذاشته و با برنامه و هدف وارد شویم ، اگر صادق باشیم و بی برنامه، شاید برای یک دور در راس قرار بگیریم و اگر عکس این موضوع هم باشد باز هم شانسی بیش از یک دوره برای جلب نظر مردم نخواهیم داشت. چون بنحو احسنت، خودمان و برنامه هایمان و عملکرد همکارانمان توسط افکار عمومی و مردم رصد خواهند شد و به فرموده امام خمینی (ره) میزان راًی مردم است. در کشور ما بخصوص پس از سال ۹۲ و با ائتلاف ، اعتدالیون و اصلاح طلبان در راًس این حرکت حزبی شکل گرفت و بخصوص در انتخابات دور دهم مجلس شورای اسلامی تا حدودی با توجه به افراد بر اساس تایید صلاحیتها شاهد میل مردم به رای شبه حزبی یا تا حدودی لیستی بودیم ( البته در بعصی از حوزه ها بیشتر شبیه یارگیری بود از میان داشته ها) و همانگونه که دیدیم بعضی از افراد داخل لیست ها پس از منتخب شدن که بواسطه حضورشان در لیستها بود، به بهانه آنکه من مرام نامه را امضا نکرده ام یا اینکه من میل به لیست نداشتم و لیست میل بمن داشت ، در اعلام نظرات جدید خود گردش به راست را علنی اعلام کرده اند و در صورت عدم مشخص شدن این وضعیت این اظهار نظرها آفت لیستهای انتخاباتی در سنوات آتی خواهد بود ، البته قابل قبول است که هنوز در انتخابات ما انتخاب لیستی یک حرکت نو بود ،و با توجه به جایگاه اجتماعی افراد در شهرهای مختلف شرایط خاص خودش را داشت که این موضوع با توجه به اثر گذاری عوامل متعدد جای بحث و تحلیل دارد ، ولی در مجموع مردم کشور در انتخابات جاری بجای انتخاب افراد ، آمدند و به لیست منتخب و مورد نظر خود رای دادند ، حتی اگر خیلی از اعضای داخل لیست را آنچنان که باید نمی شناختند . آمدند و به فضا و شعار و برنامه ها رای دادند ، این انتخاب وظیفه بزرگانی که این لیست ها بسته اند را بسیار سنگین تر کرده است. چون اینبار ضعف در کار و عملکرد ، تنها بحساب اشخاص نوشته نمی شود و این بزرگان آن ائتلاف هستند که می بایست به دلایل عدم تحقق اهداف و برنامه هایشان در پایان دوره خدمتی خود پاسخگو باشند. و از طرفی چون رقبا برای انتخابات آتی برنامه دارند ، عدم دست یابی به اهداف ،پاشنه آشین این لیستها خواهد بود. نیاز است با تبلیغات گسترده، مردم از برنامه ها ،اهداف و کلیات احزاب قانونی فعال کشور اطلاع پیدا کنند و عضو رسمی احزاب شوند و همچنین در انتخابات بعدی کمتر کاندیدایی را داشته باشیم که متعهد و عضو رسمی هیچ حزبی نباشد و فقط در مقطع انتخابات با رایزنی با خواص ، از واژه مورد حمایت و دوستدار و …. جهت کسب نظر مردم استفاده شخصی نمایند.
در تمامی کشورهای دموکراتیک دنیا احزاب در کنار حکومتها و همچنین قوه قضاییه مستقل، از ارکان اصلی توسعه مدنی هستند. و مردم با اعتماد به برنامه ها و همچنین بامید اجرایی شدن شعارها به حزب خاصی اعتماد و رای می دهند ، و در پایان دوره چند ساله حاکمیت آن حزب با توجه به عملکردها و تحقق اهداف ، به ادامه حاکمیت رای منفی یا مثبت خواهند داد. به عنوان مثال مشاهده گردید حزبی که سال۱۹۸۳در اسپانیا کنار گذاشته شد با عدم موفقیت حزب حاکم پس از ۲۹ سال با همان اصول و شعارهای سه دهه قبل خود در سال ۲۰۱۲ یه قدرت بازگشت. در این روش، ساختار حاکمیت به جامعه هیچ گاه جایگاه اصلی خود را از دست نمیدهد و لطمه نخواهد خورد. بلکه با قدرت مردم که ابتدا با انتخاب و دوم با نظارت بر احزاب همراه خواهد بود، کشور را از رکود و اختلاس و انحراف و تندروی ها مصون نگاه می دارند. در نتیجه با نهادینه شدن دموکراسی از رانتهای قدرت و ایجاد قدرتهای در سایه جلوگیری می گردد. وظیفه ساختار دولت و فعالین حوزه سیاسی این است که همواره این موضوع را بسط دهند که تحزب در کشور با هدف تقسیم شدن حاکمیت نیست، حزب یعنی کمک به حاکمیت و جامعه مدنی ، و تمامی گروه های سیاسی که بر اساس ماده ۱۰ تشکیل احزاب تاسیس شده اند ، با التزام کامل بر قوانین حاکمیتی این کشور در حال فعال می باشند و عضویت مردم در این تشکلها هیچ گونه محدودیتی را از برخورداری از امتیازات بعنوان یک شهروند ایرانی ، از آنها صلب نخواهد کرد .بنابر این نیاز است بدور از فضا سازی ها با حمایت بهتر از این حرکت نو پا به رشد این نهال جوان که منجر به توسعه مدنی (توسعه فرهنکی، اجتماعی، سیاسی، اقتصای و عمرانی تواماً) کشور می گردد، کمک نماییم. هیچگاه سعی نکنیم عدم استقبال و اقبال مردم به عملکردها و شعارها و برنامه های خود را ، به بد تشخیصی یا اشتباه مردم نسبت دهیم و ملت متعهد و شریفمان را که امام راحل به آنها لقب ولی نعمت داده است را با کوفیان و …. مقایسه کنیم و چون راه خود را حق و درست و اصولی می دانیم دیگران را وابسطه و نفوذی و انگلیسی قلمداد کنیم . بیاییم رفتار و برنامه ها و شعارهای خود را اصلاح کنیم و بدانیم که راه نجات کشور از بازی های سیاسی و دو دستگی های خودی و غیر خودی ، چیزی نیست جز رقابت سالم مبتنی بر اخلاق و صداقت و بر مبنای کار تشکیلاتی و مدون و برنامه ریزی شده. وقتی قرار است با مرام نامه و اساسنامه و با افراد دارای شناسنامه سیاسی و اجتماعی وارد کار زاری چون انتخابات شویم ، اصل و پایه این حرکت را روی اخلاق و برادری صداقت گذاشته و با برنامه و هدف وارد شویم ، اگر صادق باشیم و بی برنامه، شاید برای یک دور در راس قرار بگیریم و اگر عکس این موضوع هم باشد باز هم شانسی بیش از یک دوره برای جلب نظر مردم نخواهیم داشت. چون بنحو احسنت، خودمان و برنامه هایمان و عملکرد همکارانمان توسط افکار عمومی و مردم رصد خواهند شد و به فرموده امام خمینی (ره) میزان راًی مردم است. در کشور ما بخصوص پس از سال ۹۲ و با ائتلاف ، اعتدالیون و اصلاح طلبان در راًس این حرکت حزبی شکل گرفت و بخصوص در انتخابات دور دهم مجلس شورای اسلامی تا حدودی با توجه به افراد بر اساس تایید صلاحیتها شاهد میل مردم به رای شبه حزبی یا تا حدودی لیستی بودیم ( البته در بعصی از حوزه ها بیشتر شبیه یارگیری بود از میان داشته ها) و همانگونه که دیدیم بعضی از افراد داخل لیست ها پس از منتخب شدن که بواسطه حضورشان در لیستها بود، به بهانه آنکه من مرام نامه را امضا نکرده ام یا اینکه من میل به لیست نداشتم و لیست میل بمن داشت ، در اعلام نظرات جدید خود گردش به راست را علنی اعلام کرده اند و در صورت عدم مشخص شدن این وضعیت این اظهار نظرها آفت لیستهای انتخاباتی در سنوات آتی خواهد بود ، البته قابل قبول است که هنوز در انتخابات ما انتخاب لیستی یک حرکت نو بود ،و با توجه به جایگاه اجتماعی افراد در شهرهای مختلف شرایط خاص خودش را داشت که این موضوع با توجه به اثر گذاری عوامل متعدد جای بحث و تحلیل دارد ، ولی در مجموع مردم کشور در انتخابات جاری بجای انتخاب افراد ، آمدند و به لیست منتخب و مورد نظر خود رای دادند ، حتی اگر خیلی از اعضای داخل لیست را آنچنان که باید نمی شناختند . آمدند و به فضا و شعار و برنامه ها رای دادند ، این انتخاب وظیفه بزرگانی که این لیست ها بسته اند را بسیار سنگین تر کرده است. چون اینبار ضعف در کار و عملکرد ، تنها بحساب اشخاص نوشته نمی شود و این بزرگان آن ائتلاف هستند که می بایست به دلایل عدم تحقق اهداف و برنامه هایشان در پایان دوره خدمتی خود پاسخگو باشند. و از طرفی چون رقبا برای انتخابات آتی برنامه دارند ، عدم دست یابی به اهداف ،پاشنه آشین این لیستها خواهد بود. نیاز است با تبلیغات گسترده، مردم از برنامه ها ،اهداف و کلیات احزاب قانونی فعال کشور اطلاع پیدا کنند و عضو رسمی احزاب شوند و همچنین در انتخابات بعدی کمتر کاندیدایی را داشته باشیم که متعهد و عضو رسمی هیچ حزبی نباشد و فقط در مقطع انتخابات با رایزنی با خواص ، از واژه مورد حمایت و دوستدار و …. جهت کسب نظر مردم استفاده شخصی نمایند.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 12:53 توسط
|