وزارت کشور دولت دهم مانع حضورم در مجلس شد
گفت و گو با فرهاد دلقپوش نماینده سابق آستارا: وزارت کشور دولت دهم مانع حضورم در مجلس شد
رامیز دانشور
فرهاد دلقپوش اگرچه در مجلس هشتم نماینده بندر آستارا بوده است اما به سبب حضور درعرصههای مختلف فرهنگی به خصوص اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان شناخته میشود. شاید بتوان او را جزو اندک چهرههای فرهنگی گیلان نام برد که توانستند در عرصه سیاست نیز اعتبار قابل توجهی برای خود کسب کنند و فعالانه عمل کنند. یکی از مصادیق این مساله همراهی پررنگ وی با ۸۵ نماینده طراح سوال از محمود احمدینژاد، رییسجمهور سابق بود. فرهاد دلقپوشی که برخلاف پیشبینیها، در انتخابات مجلس هشتم توانسته بود نظر اکثریت مردم را به خود جلب کند و شاپور مرحبا نماینده اصولگرای سه دوره این شهر را با قاطعیت شکست دهد و به بهارستان راه یابد. دلقپوش اما برای حضور در انتخابات سال ۱۳۹۱ با سد محکم دولت دهم و عوامل اجرایی انتخابات روبهرو شد و علیرغم تایید نهایی از سوی شورای نگهبان، نتوانست در انتخابات شرکت کند. مسالهای که منجر به نطق پرحاشیه او در روزهای آخر مجلس هشتم شد که گفت: «حذف بنده از مدتها پیش کلید خورده بود، برخی که مرا مانع اهداف خود میدیدند، اقدام به حذف من کردند» و بیطرفی فرماندار وقت آستارا را در انتخابات زیر سوال برد. فرماندار دولتی که دلقپوش با آن هرگز میانه خوبی نداشت. ۱۸ بهمن سال ۱۳۹۰ طرح سوال از محمود احمدینژاد در مجلس قرائت شد، به همین بهانه سراغ فرهاد دلقپوش رفتیم تا علاوه بر مرور دوران مجلس هشتم و ماجرای رد صلاحیت او در مجلس نهم، وضعیت امروز این نماینده سابق مجلس که با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، ورق برای او هم برگشت تا به عنوان عضو هیات مدیره و معاون شرکت مادر تخصصی بازرگانی و همچنین به عنوان جانشین معاون اجرایی وزیر صنعت و معدن و تجارت انتخاب شده است را جویا شویم. کسی که از او به عنوان شانس اول راهیابی به مجلس دهم شورای اسلامی از غربیترین شهر گیلان یاد میکنند.
چه عاملی باعث شد فرهاد دلقپوش به عنوان یک چهره جوان و فرهنگی در آن زمان به انتخابات ورود کند و پیروز انتخابات پیچیده آستارا شود؟
آموزههای دینی، اعتقادات و وظیفه ملی ما به ما تکلیف میکند که در خصوص سرنوشت مردم، آبرو و حیثیت مردم سکوت نکنیم و همواره در جهت تغییر و بهبود اوضاع جامعه گام برداریم. خداوند در قرآن کریم حجت را بر همگان آشکار ساخته است و میفرماید: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما باانفسهم» سرنوشت هیچ ملتی تغییر پیدا نمیکند مگر آنکه خودش سرنوشت خودش را تغییر بدهد. بنابراین آموزه دینی این احساس تعهد را نسبت به سرنوشت مردم و آینده کشور بر آگاهان جامعه تکلیفی ایجاد میکند که هر کس از آگاهی، علم، تعهد، تقوا، شناخت و تعلق به مردم بهرهای برده باشد نمیتواند مقابل سرنوشت مردم سکوت کند و بیتفاوت باشد. این مسوولیت را مردم و شرایط جامعه از ما به عنوان کسی که همواره در کنارشان بودیم درخواست کردند و ما نیز احساس کردیم که اگر آگاهان جامعه حرکتی نکنند، انحطاطی متوجه جامعه خواهد شد. بنابراین از سمت نخبگان و مردم بر ما حجت شد تا پا به عرصه انتخابات بگذاریم.
فکر میکنید چرا چنین خواستهای از جانب مردم مطرح شد؟
دلایل روشنی داشت از جمله اینکه در ادوار گذشته منفذهای تنفس بر نخبگان و فرهیختگان بسته شده بود و فضا و فرهنگ انتخابات در آستارا طوری رقم خورده بود که عدهای خود را میراثدار این عرصه میدانستند و این فرهنگ را طوری به جامعه تحمیل کرده بودند که مردم چنین میپنداشتند انتخابات مختص افراد به قول خودشان «قل چماق» است و شاید افراد فرهنگی نتوانند در این عرصه به درستی خدمتگزاری کنند.
در این فضا بود که مردم آستارا بار دیگر فرهنگ دوست بودن خودشان را به بدخواهان نشان دادند و تابوها را شکستند و ما در آن مقطع حساس توانستیم به کمک و خواست مردم در یک انتخابات باشکوه پا به عرصه خدمتگزاری بگذاریم.
در دوره نمایندگی، در چه حوزههایی تمرکز داشتید و اگر بخواهید امروز قضاوت کنید، عملکردتان را چطور ارزیابی میکنید؟
در ابتدا قابل توضیح است که ما در مجلس هشتم پرنوسانترین و ملتهبترین شرایط را با توجه به اوضاع کشور پشت سرگذاشتیم. با این حال حداکثر توان و ظرفیت خود را در گرفتن اعتبارات و مصوبات قانونی جهت راهاندازی چهار پروژه عظیم ملی به کار گرفتیم. از جمله احداث، رونق و توسعه بندر آستارا که سالها فقط اسمی از آن شنیده میشد. ایجاد شهرکصنعتی مرزی و بینالمللی با کشورهای روسیه، گرجستان، آذربایجان که آستارا بعد از بازرگان، دومین شهری بود که توانستیم برای این مساله مصوبه تعریف کنیم. تصویب امتداد راهآهن سراسری به بندر آستارا که پیش از آن تنها تا منطقه آزاد انزلی در نظر گرفته شده بود و به طبع آن ایجاد کریدور شمال جنوب و اتصال به اروپای شرقی توسط راهآهن جمهوری آذربایجان. مورد بعدی نیز منطقه ویژه اقتصادی آستارا بود که سالها صرفا به صورت یک بحث تئوری باقی مانده بود که با توجه به مسوولیتهایی که در مجلس و کمیسیون اقتصادی داشتیم، توانستیم مراحل قانونی آن را طی کنیم و در صحن علنی مجلس از نمایندگان ملت رای بگیریم که سال ۸۹ به صورت قانون به دولت ابلاغ شد که میبایست اجرا میشد. متاسفانه بنابر عدم مشخص شدن سازمان مربوط به اجرای این مصوبه، شاهد هستیم که این طرح همچنان بدون پیشرفت باقی مانده است. این پروژههای عظیم ملی قطعا میتوانستند تحول عظیمی در منطقه و استان گیلان به وجود آورند و برآورد ۱۵هزار شغل در نتیجه آن وجود داشت. اخذ این مصوبات از آن مجلس و دولت، کار بزرگی بود و برنامهریزی کرده بودیم که حداکثر در دوره بعدی بتوانیم به تمام مصوبات، جامه عمل بپوشانیم. با استناد به آمار میتوانم بگویم که در یک سال، به اندازه سیسال قبل اعتبار ملی برای آستارا جذب کردم و فضای شهرستان را به فضای رونق و توسعه تبدیل نمودم. امیدوارم وجدانهای پاک این خدمات را به قضاوت بنشینند چرا که به نظر من مردم بهترین و عادلترین قضاوتکنندگان هستند.
شما از نمایندگان پیگیر در طرح سوال از رییس جمهور سابق بودید. اولا دلایلتان برای این مساله چه بود و فکر میکنید این موضوع چقدر در رد صلاحیتتان در انتخابات مجلس نهم تاثیر داشت؟
بنده هیچگاه دیدگاه جناحی نداشتهام و همواره منافع مردم، کشور و نظام در مقابل منافع جریان و گروه خاص برای من ارجحیت داشته است. از طرفی تعلق خاطری هم به دولت آقای احمدینژاد نداشتم که در مقابل قصور آن سکوت کنم. پس از خانهنشینی ۱۱ روزه رییسجمهور و سرپیچی وی از وظایف قانونی همچنین شرایط خاص جامعه و کلیت عملکرد ایشان، بر اساس مسوولیت قانونی این وظیفه را داشتیم که سکوت نکنیم و فرد خاطی را مورد مواخذه قرار دهیم. بنابراین بنده هم جزو سوالکنندگان از رییسجمهور بودم که البته این جریان برای دولت هم مخاطراتی به همراه داشت. از آنجا که دولت قصد داشت اکثریت مجلس نهم را کسب کند، این ماجرا آغازگر جریانی توسط عوامل دولت در آستارا شد که در نهایت به حذف بنده منجر گردید. این توطئهها ساخته و پرداخته افرادی در سطوح بالا از سمت وزارت کشور در آن مقطع بود که مخالفان خودشان در شهرستانها را با اتهامات واهی به حاشیه برانند و افراد مورد تایید خود را به مردم تحمیل کنند. چنانکه همین سعی و تلاش در آستارا صورت گرفت و جریان دولت به خصوص فرماندار وقت آستارا از هیچ تلاشی فروگذار نکردند و بدون هیچ ابایی پروندهسازی کردند که البته باگذشت زمان توطئههای دشمنان نظام بر مردم آستارا آشکار شد. تمام تلاشها در آن مقطع برای حمایت از رییس ستاد انتخاباتی آقای احمدینژاد بود. طوریکه خانم پروین احمدینژاد، خواهر رییسجمهور و خانم بداغی معاون ایشان، علیه ما فعالیتهای گستردهای انجام دادند. جالب توجه اینکه در آن مقطع تایید صلاحیت من از سوی شورای نگهبان صادر شد؛ اما وزارت کشور با اتلاف وقت از ابلاغ آن به عوامل اجرایی در شهرستان ممانعت کرد و فرماندار وقت نیز پس از تاییدیه نهایی بنده از سوی شورای نگهبان صریحا اعلام کرد در صورت تایید بنده، امنیت انتخابات را برعهده نخواهد گرفت و تهدید به استعفا نمودند. در هر حال رفتار ما بعد از انتخابات هم تمکین به تصمیم و صلاحدید نظام بود و مصلحت را در این دیدیم که به نشاط و شادابی انتخابات کمک کنیم و مردم را به صحنه دعوت کنیم.
در ماههای گذشته، ادعای جدایی آستارا از گیلان دوباره به صدر اخبار آمده است.در میان اظهار نظرات مسوولین مختلف، آقای نعیمی نماینده کنونی آستارا نیز در این خصوص مواضعی داشتند از جمله اینکه جدایی آستارا به سایر نمایندگان گیلان ارتباطی ندارد. نظر شما درباره این اظهارنظر و اساسا مساله جدایی آستارا از گیلان چیست؟
در مورد دیدگاههای نماینده محترم آستارا اظهارنظری نخواهم کرد و معتقدم مردم باید در این خصوص نظر دهند. اما در خصوص بحثی که مطرح کردید اعتقاد دارم طرح این مسائل ریشه در گذشتهها دارد. افرادی بودند که نمیتوانستند کارهای بزرگ برای آستارا و استان انجام دهند و بالاجبار دست به فرافکنی میزدند و با ادبیات اینچنینی عوام فریبی میکردند. مطرح کردن این بحث که آستارا با گیلان قرابت فرهنگی و تاریخی دارد یا خیر، به نظرم یک اصل اثبات شده توسط پژوهشگران و مجامع علمی است و تردیدی نیست که آستارا از دیرباز در حوزه گیلان بوده و قرابت فرهنگی از جمله آداب و رسوم و همچنین نزدیکی زبانی با مردم گیلان و تالش دارد. من سالها در عرصههای مختلف فرهنگی در گیلان خدمت کردم، در طول این سالها فرهنگ و مدنیت گیلان را بیمانند یافتم. بنابراین اگرچه طبق قانون نماینده حق اظهارنظر در همه امور را دارد اما معتقدم که آستارا دارای چنان ظرفیت و پتانسیل بالایی است که نیازی به چنین ادبیات و فرافکنی نیست که نتیجهاش فقط درگیری ذهنی مردم باشد.
عملکرد دولت یازدهم را به طور کلی در کشور و به طور ویژه در آستارا چطور ارزیابی میکنید؟
آستارا دارای موقعیتی بسیار استثنایی ژئوپلتیک در منطقه است که میتواند محور مواصلات ریلی، دریایی و جادهای باشد. آستارا باید به عنوان یک قابلیت بالا برای توسعه دیده شود که اگر مدیریت، خوب در آن اعمال شود، قطعا به سوی رشد و توسعه پیش خواهد رفت. فعالیتهایی هم که اکنون پس از روی کار آمدن دولت دکتر روحانی در سطح شهرستان مشاهده میشود نشانگر عملکرد مناسب تیم اجرایی دولت به خصوص فرماندار شهر جناب آقای مهندس سیروس شفقی است. ایشان فرد با تجربه و با بینشی هستند و اهداف دولت را به خوبی اجرایی میکنند و ما هم ایشان را یک نیروی لایق میدانیم و از همینجا اعلام میکنم به عنوان یک شهروند آمادگی آن را دارم که این اندوختهها را در خدمت خادمان مردم قرار دهم. در خصوص دولت دکتر روحانی نیز معتقدم این دولت برآمده از رای مردم و البته وارث مشکلات بسیاری است. دولت یازدهم سعی کرده است تا از باتجربهترین افراد نظام استفاده کند و علیرغم اینکه قدمهای اساسی به سمت ثبات سیاسی و اقتصادی برداشته شده اما نباید انتظار معجزه داشت. این دولت در بدترین شرایط موجود داخلی و خارجی زمام امور را در دست گرفته است. از تحریمهای ظالمانه گرفته تا سقوط بیسابقه قیمت نفت و فضای ملتهب سیاسی منطقه. من این دولت را یک دولت قابل و توانمند ارزیابی میکنم و انتظار دارم که همه به دولت کمک کنند.
در خصوص وظایف شرکت مادر تخصصی بارگانی دولتی ایران که این روزها در آن مشغول هستید توضیح دهید ؟
در خصوص حوزه کاری شرکت میتوان به وظیفه حساس تامین نیازها و کالاهای اساسی کشور همچون گندم، آرد، نان، برنج، روغن، شکر و این قسم کالاها اشاره کرد. تنظیم بازار و همچنین واردات و صادرات این کالاها متناسب با اوضاع اقتصادی کشور به طور مستقیم برعهده این شرکت است که بر حسب این مسوولیت سنگین، شرکت مادر تخصصی در جرگه شرکتهای بسیار حساس دولتی قرار گرفته است.
و سوال آخر اینکه آیا فرهاد دلقپوش را در قبای کاندیداتوری مجلس دهم خواهیم دید ؟
همانطور که عرض کردم من از ابتدا برخاسته از متن مردم و جامعه بودم و هم اکنون نیز به عنوان کسی که اخلاق را سر لوحه کار خود دارم دخالت در امور شهرستان را اخلاقی نمیدانم اما در زمانی که مصلحت الهی ایجاد کند و مردم از ما بنا بر مصلحت کشور و نظام مطالبه کنند مطمئنا سر تعظیم بر خواسته و مطالبات مردم فرو خواهم آورد.
